محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
158
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
نسلت : زاييد و توليد كرد . ساختار ادبى لمّا بدّل : از آن جايى كه « لمّا » بر سر فعل ماضى آمده ، به معناى « حين » يا « إذ » ( هنگامى كه ، زمانى كه ) است . ليستأدوهم : مضارع منصوب به حرف « أن » مقدّر است . يذكّروهم : و افعال پس از آن ، عطف به « ليستأدوهم » هستند . معايش : بر وزن مفاعل و ممنوع از صرف است . على ذلك : جار و مجرور متعلّق به « نسلت » است . شرح و تفسير ( و اصطفى سبحانه من ولده أنبياء أخذ على الوحي ميثاقهم و على تبليغ الرّسالة أمانتهم ) گوهر بعثت پيامبران ، واسطه شدن ميان خالق و مخلوق و هدفش ، هدايت خلق به حق و يارى آنان در تأمين امنيت و رفاه براى همگان است . اين هدف همانا آرمان تمام نيكوكاران آزاده از زمان حضور انسان بر سطح زمين است و در پى تحقق همين آرمان ، نظريههاى فراوانى پديد آمده و كتابهاى فراوانى نگاشته شده است كه از آن جمله كتاب « جمهورى » افلاطون « 1 » و « مدينه فاضله » فارابى « 2 » است .
--> ( 1 ) . افلاطون ، فيلسوفى يونانى و از مشهورترين فلاسفه دنيا است كه در آتن و در خانوادهاى ريشهدار به دنيا آمد . در آغاز زندگى به نقاشى علاقه داشت ، سپس به سرودن شعر روى آورد و به شاگردى سقراط در آمد و همين ، نقش اساسى در پرورش فلسفى او داشت . نك : ترجمة افلاطون ، سيده نضله حكيم و استاذ محمد مظهر سعيد . ( 2 ) . نك : آراء اهل المدينة الفاضلة ، ابو نصر فارابى ، چاپ لندن ، سال 1895 م .